پست ثابت3

دخترم
خدا بر سرم منت نهاد که تو را از دامنش به دامنم رساند!
تا اینبار سنجیده تر،آگاه تر و هوشمند تر ،آغاز کنم با تو رج زدن خویش را!
تو آمدی و من چونان بانوی چراغ به دست ابتدای شب را با نوازشت،بوییدنت وبوسیدنت ، به ابتدای صبح شلال می زنم!
هزاران بار در چرخش سیال نور و صدا از خود پرسیده ام زیباتر از تویی را خداوند خلق کرده که اینگونه ساده عاشق ترم میکنی؟!
انگار تمام دنیا به این عشق صادقانه مان تعظیم میکند و عالم به نظاره مان مینشیند!
و باز هم خدا از ته تمامی تردید هایم طلوع میکند و در گوش من و تو و همگانی که دوستشان میداریم عشق زمزمه میکند!
به یمن بزرگ شدنت شبنم سپیده ام ...اینبار که خدا آمد با هم به حریر ردای بلندش آویزان میشویم!
میدانم ،
میدانی دوست داشتنش
انتها ندارد و استمدادش منت !
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



پست ثابت3
